عنوان:سخن‌ها را بشنويم‌
خلاصه:بشارت‌ باد كساني‌ را كه‌ سخن‌ها را مي‌شنوند و
بهترينش‌ را به‌ كار مي‌بندند.
(سورة‌ زُمُر - آيات‌ 17 و 18)

«سخن‌ها را بشنويم‌» كه‌ نخستين‌ بار در سال‌ 1369 از جانب‌ «شركت‌ انتشار» نشر گرديد، و چاپ‌ هشتم‌ آن‌ در سال‌ 1378 به‌ بازار آمد، حاوي‌ تعدادي‌ مقاله‌ دربارة‌ مسائل‌ فرهنگي‌ و اجتماعي‌ ايران‌ است‌، و از جهتي‌ در همان‌ خطّ «ايران‌ را از ياد نبريم‌» قرار مي‌گيرد.
در مقدّمه‌ آمده‌ است‌:
- «كشوري‌ با پيچيدگي‌ ايران‌، با موقع‌ خاصّ جغرافيائي‌وديرينگي‌ تاريخي‌، در موضعي‌ قرار گرفته‌ كه‌ به‌ راه‌ بردنش‌ بايد با تأمّل‌ و ژرف‌نگري‌ خاصّي‌ همراه‌ باشد.»
و ادامه‌ مي‌يابد:
- «ايران‌ به‌ چه‌ نياز دارد؟ به‌ پول‌ فراوان‌»؟ به‌ ارز؟ به‌ آب‌ و باران‌؟ به‌ ذخائر معدني‌ پايان‌ناپذير؟ به‌ نيروي‌ نظامي‌ قوي‌؟ به‌ تكنولوژي‌ پيشرفته‌؟ به‌ حمايت‌ بين‌المللي‌؟ به‌ اتم‌؟ خوب‌، هر يك‌ ازاينها مي‌توانند از جهتي‌ كارساز باشند، ولي‌ هيچ‌ يك‌ به‌ تنهائي‌ مشكل‌ او را حلّ نمي‌كنند. او به‌ يك‌ چيز احتياج‌ دارد و آن‌ انسان‌ است‌.
همين‌ و بس‌. اگر آن‌ را داشت‌ همه‌ چيز دارد، اگر نداشت‌ به‌ جائي‌ نخواهد رسيد.»
- «كشورهاي‌ جهان‌ سوّم‌ كه‌ يك‌ دوران‌ خطير تاريخ‌ خود را مي‌گذرانند و در واقع‌ بر سر چرخشگاهي‌ قرار گرفته‌اند، اگر رابطة‌ دستگاه‌ حاكمة‌ آنها با مردم‌ خود مبني‌ بر كامجوئي‌ موقّت‌ باشد، يعني‌ تشفّي‌هاي‌ رايج‌ رياست‌طلبي‌، انتقام‌ كشي‌، رقابت‌هاي‌ گروهي‌، وقت‌ گذراني‌ و خلاصه‌ خودبيني‌، در به‌ روي‌ آنها باز نخواهد شد.»
«نهرو در سالهاي‌ بعد از جنگ‌ دوم‌ كه‌ شرق‌ به‌ حركت‌ آمده‌ بود مي‌گفت‌: «بادهاي‌ تندي‌ بر آسيا وزان‌ است‌.» اكنون‌ بايد گفت‌ «بادهاي‌ تندي‌ بر دنيا وزان‌ است‌.» اكنون‌ بايد تلقّي‌ ديگري‌ درادارة‌ دنيا در پيش‌ گرفت‌، و از اين‌ حيث‌ سنگين‌ترين‌ بار بر دوش‌ كشورهاي‌ «دنياي‌ سوم‌» است‌، كه‌ باد تمدّن‌ صنعتي‌ به‌ آنها خورده‌، و آنها را با انبوهي‌ از مسائل‌ روبرو كرده‌ است‌. حلّ اين‌ مسائل‌ يك‌ اقدام‌ هماهنگ‌ و دليرانه‌ مي‌خواهد.»
- «بايد رو به‌ راه‌ داشت‌. اين‌ قدم‌ اوّل‌ است‌. منظور از رو به‌ راه‌ داشتن‌ آن‌ است‌ كه‌ جهت‌ حيات‌بخش‌ زندگي‌ انتخاب‌ گردد. ذراّتي‌ در وجود هر جمع‌ يا ملّت‌ هست‌ كه‌ زندگي‌ آفرين‌ است‌، و برعكس‌ ذراّتي‌ مرگ‌ آفرين‌. اگر دومي‌ را كنار بگذارند و نخست‌ها را بگيرند، مجموع‌ آنها همان‌ «جوهرة‌ قومي‌» يك‌ ملّت‌ مي‌شود.»
- «مهم‌ آن‌ است‌ كه‌ بشود در هر موقعيّت‌ اين‌ «نيروي‌ فياّض‌» را تجهيز كرد.»
مقدّمه‌ با اين‌ عبارت‌ خاتمه‌ مي‌يابد:
- «همة‌ كساني‌ كه‌ دلسوز اين‌ مملكت‌ و مردم‌ اند، و خود و فرزندانشان‌ قصد زندگي‌ كردن‌ در اين‌ آب‌ و خاك‌ دارند، بايد «سخن‌ها را بشنوند»، و درِ چاره‌ گري‌ را باز بخواهند.»
(چاپ‌ نخست‌ 1368 - چاپ‌ هشتم‌ 1378 - شركت‌ انتشار)
آنچه‌ در اين‌ كتاب‌ آمده‌ است‌
بخش‌ نخست‌
همه‌ چيز به‌ انسان‌ بازمي‌گردد
چهار گزند ملّي‌:
- فقر
- فقدان‌ آموزش‌ و اختلال‌ فرهنگي‌
- فقدان‌ انگيزه‌
- فقدان‌ نظم‌ و سامان‌
كشور عجيبي‌ كه‌ ايران‌ نام‌ دارد
سه‌ طاغوت‌:
طاغوت‌ اوّل‌: فرمانرواي‌ بد
طاغوت‌ دوّم‌: عالم‌ دنيادار
طاغوت‌ سوم‌: عوام‌
جبر و شيوة‌ انديشيدن‌ احساسي‌
خارجي‌جاي‌ فلك‌ كژمدار را گرفته‌ است‌
بگو دوستت‌ كيست‌ تا بگويم‌ چه‌ كسي‌
داستان‌ شرق‌ و غرب‌. ويژگيهاي‌ غرب‌:
- اعتقاد به‌ آزادي‌
- كنجكاوي‌ و حادثه‌ جوئي‌
- مسابقه‌ و رقابت‌
پيرنوخاسته‌اي‌ كه‌«دنياي‌ سومش‌» مي‌خوانند
آنچه‌ بايد به‌ كار افتد:
- پاكيزگي‌ برون‌ و پاكيزگي‌ درون‌
- نظافت‌
-- مشخّص‌ بودن‌ مرز حقّ
-- رو به‌ روشني‌ داشتن‌
-- كمتر گفتن‌ و قدري‌ شنفتن‌
-- تهران‌، پايتختي‌ كه‌ تبديل‌ به‌ پاي‌ تخته‌ شده‌ است‌
پاسخ‌ به‌ يك‌ چراي‌ بزرگ‌
بخش‌ دوم‌
ايران‌ به‌ كجا مي‌رود؟
- اعتياد و قاچاق‌
- جمعيّت‌
- تهران‌ و آلودگي‌
- رنجوري‌ توليد
- مشكل‌ آموزش‌ و جوانان‌
- مسئلة‌ آزادي‌ و مرجع‌
- آشفتگي‌ فرهنگ‌ و اخلاق‌
ختم‌ كلام‌
آويزة‌ سخن‌ ها

کتاب ها فصلنامه هستی دست نوشته ها اشعار گفتمان همایش در نگاه یاران سفرهای خارجی