عنوان:بهترين‌ اشعار لانگ‌ فلوّ
خلاصه:حوالی سالهای 1337ترجمة‌ گزيده‌اي‌ از چند شاعر امريكائي‌ به‌ نظارت‌ آقاي‌ دكتر سيروس‌ پرهام‌ درنظرگرفته‌ شد كه‌ «انتشارات‌ سخن‌» نشر آنها را برعهده‌ گرفت‌. اين‌ ترجمه‌ها مي‌بايست‌ به‌ صورت‌ دو زباني‌ (اصل‌ و ترجمه‌) به‌ چاپ‌ برسند تا كمك‌ به‌ درس‌ دانشجويان‌ زبان‌ نيز باشند. در اين‌ سلسله‌، والت‌ ويتمن‌ ، رابرت‌ فراست‌ ، اميلي‌ ديكنسون‌ ، لانگ‌ فلوّ ... جاي‌ گرفتند، و ترجمة‌ لانگ‌ فلوّ به‌ من‌ پيشنهاد شد. كاري‌ نبود كه‌ آن‌ را با اشتياق‌ تمام‌ انجام‌ دهم‌، ولي‌ در هر حال‌ اثر شاعري‌ بود كه‌ در خود امريكا محبوبيّت‌ داشت‌، و در اروپا نيز تأثير نهاده‌ بود،و پذيرفتم‌.
لانگ فلوّ(1807-1882)گوينده‌اي‌ اخلاقي‌ و معتدل‌ شناخته‌ شده‌ است‌ و قدري‌از سادگي‌ آغاز زندگي‌ امريكائي‌را در آثار خود منعكس‌ دارد.
در مقدّمة‌ كتاب‌ آمده‌ است‌:
- «لانگ‌ فلوّ در دوران‌ زندگي‌ خود شاعر محبوب‌ امريكا بود، و هم‌ اكنون‌ نيز شعرهايش‌در بين‌ عامّه‌ هواخواهان‌ فراواني‌ دارد. با اين‌ حال‌ امروزه‌ هستند كساني‌ كه‌ قسمتي‌ ازآثار او را به‌ نظر ناموافق‌ بنگرند، و او را شاعري‌ «احساساتي‌» بخوانند.»
- «البتّه‌ او تغيير نكرده‌ بود. ديد مردم‌ امريكا و اروپا نسبت‌ به‌ ارزيابي‌ شعر تغيير يافته‌ بود. دوران‌ تجدّد آغاز شده‌ بود و بيان‌ روشن‌ و منظّم‌، و انديشة‌ مستقيم‌ و احياناً خوشبينانه‌ نسبت‌ به‌ زندگي‌، چندان‌ باب‌ طبع‌ قرن‌ بيستم‌ نبود.»
- «لانگ‌ فلوّ سرايندة‌ زندگي‌ و طبيعت‌ است‌ و از اندرزگوئي‌ و ارشاد نيز غفلت‌ نمي‌ورزد، و از اين‌ حيث‌ تا اندازه‌اي‌ سعدي‌ ما را به‌ خاطر مي‌آورد. نمي‌خواهم‌ بگويم‌ سعدي‌ را مي‌شناخته‌، ولي‌ بطور كلّي‌ اندكي‌ چاشني‌ شرقي‌ در شعرهاي‌ او ديده‌ مي‌شود.»
- «وي‌ گويا خيلي‌ زود در اروپا شناخته‌ شد. بودلر، شاعر فرانسوي‌ قطعه‌ هائي‌ از شعر او را به‌ زبان‌ فرانسه‌ ترجمه‌ كرد. بودلر كه‌ هنرشناس‌ مشكل‌ پسندي‌ بوده‌، بايد حسن‌ توجّه‌ او را به‌ لانگ‌ فلوّ با اهميّت‌ خاصّي‌ تلقّي‌ كرد.»
- «بر سر هم‌ بايد گفت‌ كه‌ لانگ‌ فلوّ طبع‌ و روحي‌ سالم‌ داشت‌... هيچ‌ گاه‌ از توجّه‌ به‌ دنياي‌ بروني‌ و انساني‌ و كردارها و رنج‌هايش‌ باز نمي‌ايستاد. از سلامت‌ روح‌ او همان‌ بس‌ كه‌ با آنكه‌ در محيط‌ هاي‌ گوناگون‌ و در ميان‌ مردمان‌ گوناگون‌ به‌ سر برد، همواره‌ خود را از نفوذ ديگران‌ بر كنار نگاه‌ داشت‌، و اصالت‌ خود را حفظ‌ كرد.»
و اين‌ چند خط‌ نيز از ديباچة‌ چاپ‌ دوّم‌ :
- «اين‌ چند روزه‌ كه‌ لانگ‌ فلوّ را به‌ منظور آماده‌ شدن‌ براي‌ طبع‌ تازه‌ مرور مي‌كردم‌، بيشتر از زماني‌ كه‌ او را ترجمه‌ مي‌كردم‌ به‌ اعتبار او پي‌ بردم‌. گذشت‌ عمر ديد ما را به‌ هم‌ نزديك‌تر كرده‌ است‌».
- « هنري‌ لانگ‌ فلوّ در زمان‌ خود و تا زماني‌ بعد از خود، قدر و منزلت‌ بسيار به‌ هم‌ زد، و به‌ همراه‌ دو گويندة‌ ديگر، ادگارالن‌ پَو و والت‌ ويتمن‌ ، برتارك‌ ادب‌ شاعرانة‌ امريكا قرار گرفت‌.»
(چاپ نخست1337،انتشارات سخن-چاپدوم 1379،انتشارات مروارید)
آنچه‌ در اين‌ كتاب‌ آمده‌ است‌


چهل‌ و چهار قطعه‌ از شعرهاي‌ كوتاه‌
( همراه‌ با متن‌ انگليسي‌ )
نخستين‌ آن‌ «مديح‌ شب‌ » است‌:
صداي‌ جامه‌هاي‌ دامن‌ كشان‌ شب‌ را شنيدم‌
كه‌ بر شبستانهاي‌ مرمرينش‌ كشيده‌ مي‌شد
و دامن‌هاي‌ تيره‌ فام‌ او را ديدم‌
كه‌ از پرتو ديوارهاي‌ مينوي‌ حاشيه‌ دار بود

حضورش‌ را به‌ جادوي‌ قدرتي‌
كه‌ در آن‌ بود،فراز سرم‌ دريافتم‌
حضور آرام‌ و با شكوه‌ شب‌ را
چون‌ حضور دلدار خود - .

آواهاي‌ اندوه‌ و نشاط‌ را شنيدم‌ .
آهنگ‌هاي‌ نرم‌ گونه‌ گونه‌
كه‌ حجره‌هاي‌ اشباح‌ نشين‌ شب‌ را مي‌آكند
چون‌ جامه‌هاي‌ شاعري‌ كهن‌

از بركه‌هاي‌ خنك‌ هواي‌ نيمشبي‌
روانم‌ آرمش‌ نوشيد،
چشمة‌ آرامش‌ جاوداني‌ در آن‌ جا روان‌ است‌
كه‌ از آن‌ بركه‌هاي‌ ژرف‌ جاري‌ مي‌گردد.

اي‌ شب‌ منزّه‌ از تو مي‌آموزم‌
تحمّل‌ آنچه‌ را كه‌ پيش‌ از من‌ آدميان‌ تحمّل‌ كرده‌اند
تو بر لبان‌ تأمّل‌ انگشت‌ مي‌گذاري‌
و آنها ديگر به‌ شكوَه‌ باز نمي‌شوند.

آرامش‌، آرامش‌! مانند « اورست‌» اين‌ دعا را بر لب‌ مي‌رانم‌،
با بالهاي‌ پهناور گشوده‌ فرود آي‌
اي‌ شب‌ خجستة‌ دلاويز محبوب‌،
كه‌ براي‌ قدوم‌ تو بسي‌ دعا كرده‌ام‌ .

کتاب ها فصلنامه هستی دست نوشته ها اشعار گفتمان همایش در نگاه یاران سفرهای خارجی